
مردی ساده اما زیرک، برای محافظت از خانوادهاش در برابر پلیسی که به دنبال پسر گمشدهاش است، دست به هر کاری میزند. این پسر به طور تصادفی توسط دختر مرد کشته شده است.

مردی ساده اما زیرک، برای محافظت از خانوادهاش در برابر پلیسی که به دنبال پسر گمشدهاش است، دست به هر کاری میزند. این پسر به طور تصادفی توسط دختر مرد کشته شده است.

"اُ دای سو" مرد میان سالی است که در یک روز بارانی ربوده میشود و در مکانی به مدت ۱۵ سال زندانی میشود. پس از آزاد شدن تصمیم میگیرد که دلیل ربوده شدنش را کشف کند و از شخصی که این کار را کرده است انتقام بگیرد و... نام این فیلم در زبان فارسی به اشتباه "پیر پسر" و "پسر پیر" ترجمه شده که عنوان درست آن "رفیق قدیمی" و یا "همکلاسی قدیمی" است.

داستان فیلم در دهه ۱۹۵۰ در لس آنجلس اتفاق می افتد، روایت سه پلیس لس آنجلس که در گیر ماجرای قتلی در کافه نایت اوول میشوند. ماجرا به جرایم سازمان یافته، فحشا، مواد مخدر و فساد سیاسی گسترش می یابد. عنوان داستان، محرمانه، به مجله رسوایی بر می گردد که به صورت تخیلی در ۱۹۵۰ با عنوان هاش-هاش منتشر می شده. گروهبان ادموند اکسلی پسر بازرس افسانهای پلیس لس آنجلس میباشد، افسری بسیار برجسته بر مبنای تواناییهای شخصی خودش. تحصیلات، هوش، عینکی بودن و برخورد سرد و جدی او باعث ایزوله شدن وی از سایر همکارانش میشود. خشم همکارانش هنگامی اوج میگیرد که وی حاضر میشود علیه سایر همکاران خود شهادت دهد. وندل باد وایت (راسل کرو) افسری قوی هیکل با قدی ۱۹۰ سانتیمتری و تند مزاج میباشد. همکار بسیار نزدیک وی، دیک استنسلند، در پی شهادت اکسلی در ماجرای شب خونین کریسمس از خدمت در پلیس لس آنجلس کنار گذاشته میشود. به این ترتیب روابط باد و اکسلی تیره تر میشود. اما در پی قتل دیک در کافه نایت اوول باد و وایت به نوعی درگیر ماجرایی میشوند که پس از کش و قوس فراوان آن دو را به هم نزدیک میکند.

یک وکیل بیمار، مسئولیت دفاع از مردی را در یک پرونده قتل جنجالی میپذیرد؛ جایی که شهادت نامطمئن همسر متهم، باعث سردرگمی و پیچیدگی ماجرا میشود.

وقتی دختر یک روانپزشک ربوده میشود، او وحشتزده متوجه میشود که آدمربایان از او میخواهند تا با دختری جوان که از اختلال استرس پس از سانحه رنج میبرد و از یک کد شش رقمی مخفی خبر دارد، ارتباط برقرار کند.

هالی مارتینز یک رمان نویس داستان های تخیلی است که صاحب منصبی در جنگ وین که توسط متحدان پیروز، به چند بخش تقسیم شده است می شود؛ جایی که کمبود مواد غذایی سبب رونق بازار سیاه شده است. او به دعوت دوست سابق مدرسه ی خود، هری لایم، این کار را می پذیرد اما چندی بعد می فهمد که دوستش در یک حادثه ی عجیب کشته شده است. پس از صحبت با دوستان و همکاران لایم متوجه وجود تضادهایی در حرف های آنان شده و مصمم می شود که کشف کند واقعا چه اتفاقی برای لایم افتاده است.

ژاپن، قرن یازدهم. یک هیزمشکن (شیمورا)، یک راهب و یک مرد عامی، از باران به خرابههای دروازهی راشومون پناه میبرند و راهب داستان محاکمهای را که شاهد بوده با سه روایت تعریف میکند...

گروهی از خبرنگاران سعی دارند تا آخرین سخنان گفته شده توسط سرمایه دار کلان و رئیس روزنامه Rosebud آقای «چالرز فاستر کین» را رمزگشایی کنند. فیلم با نمایش حلقه ی چاپ روزنامه ای که تیتر آن زندگی نامه ی چارلز فاستر کین می باشد، شروع می شود. پس از آن ما تکه هایی از گذشته ی زندگی چارلز کین را می بینیم. همانطور که خبرنگاران تحقیق و جستجو بیشتری می کنند، تماشاگران به اوج و محبوبیت رسیدن یک مرد را مشاهده می کنند و در آخر می بینند چطور از قله ی دنیا به پایین کشیده می شود...