Guillaume Laurant

فیلم شناسی

2 مورد
Micmacs

وقتی بازیل جلوی در مغازه ویدئوفروشی که در آن کار می‌کند ایستاده بود، به طور اتفاقی گلوله‌ای به سرش اصابت می‌کند. او که حالا بی‌خانمان و بیکار شده، توسط گروهی از افراد عجیب و غریب که در تپه‌ای عظیم از زباله زندگی می‌کنند، پذیرفته می‌شود. در آنجا، بازیل سفر انتقام خود را علیه کسانی که اسلحه شلیک‌کننده به او را ساخته‌اند، آغاز می‌کند.

Amélie

آملی یک دختر جوان تنهاست. نه فقیر است نه ثروتمند نه زشت است نه زیباست، معمولی است. با یک خانهٔ معمولی و یک شغل معمولی یعنی کار در یک کافه. زندگی اش آرام و کسالت بار از کنارش می‌گذرد با این حال او خوشحال و مسرور است. هر چه باید تجربه کرده ولی لذتی نبرده. آملی همچنان طالب تنهایی است او خود را با سوالات احمقانه سرگرم می‌کند تا اینکه اتفاقی رخ می‌دهد که زندگی آملی را دچار دگرگونی می‌کند...