رهبر بدنام بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر از دادگاه فرار می کند و با گروهی از افرادش راهی مرز مکزیک می شود، جایی که تنها چیزی که در برابر مسیر او قرار دارد یک کلانتر میانسال و افراد بی تجربه ی او هستد…
فرانک یک خلافکار و تبهکار آمریکایی است که تحت تعقیب پلیس بیل الملل قرار دارد. او برای در امان ماندن از دستگیری مرتبا تحت اسامی مختلف به کشورهای متفاوتی سفر می کند تا اینکه در سفر آخر خود با زنی به نام الیس آشنا می شود اما او بی خبر از این است که الیس مامور مخفی اینترپل است.
کری متیسون، یک افسر عملیاتی سیا است که بعد از عملیاتی بدون اجازه در عراق، مجبور به استعفا و بازگشت به مرکز مبارزه با تروریسم در لانگلی، ویرجینیا شدهاست. وی در زمان عملیاتش در عراق توسط تروریست محکومی که قرار است تا لحظاتی بعد اعدام شوداز این موضوع مطلع میشود که درزندان القاعده یک سرباز آمریکایی محبوس است که (تغییر یافته) است. وی در ابتدا موضوع را غیر مهم میداند اما بعدها با آزادی یکی از سربازان آمریکایی که هشت سال توسط القاعده در عراق و افغانستان اسیر بوده، موضوع را به جریان میاندازد. وی، براساس گفتههای خبرچینش، معتقد است که وی به سمت القاعده متمایل شده تا مقاصد رئیس فعلی القاعده -بعد از مرگ اسامه بن لادن- ابونظیر را در آمریکا برآورده سازد و به امنیت ملی آسیب وارد نماید.
مت مرداک، یک وکیل نابینا با تواناییهای فراانسانی، در حال مبارزه برای عدالت از طریق دفتر حقوقی شلوغش است، در حالی که ویلسون فیسک، رئیس سابق مافیا، به دنبال تلاشهای سیاسی خود در نیویورک است. زمانی که هویتهای گذشته هر دو نفر شروع به ظهور میکند، هر دو مرد خود را در یک مسیر برخورد اجتنابناپذیر مییابند.
نمایی میخکوبکننده به زندگی قهرمانان معمولی متعهد به یکی از شریفترین حرفههای آمریکا. برای آتشنشانان، جوخه نجات و امدادگران آتشنشانی شیکاگو ۵۱، هیچ پیشهای دلهرهآورتر یا خطرناکتر و در عین حال همینقدر ارزشمند و مهیج وجود ندارد. این مردان و زنان شجاع از جمله نخبگانی هستند که با سر به دل خطر میزنند، زمانی که دیگران به مسیر دیگر میگریزند و اعمالشان تفاوت مرگ و زندگی را رقم میزنند.