فیلم شناسی

4 مورد
Hellboy

در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، نازی‌ها با استفاده از جادوی سیاه به دنبال نجات خود هستند. نیروهای متفقین به اردوگاهی که مراسم در آن برگزار می‌شود حمله می‌کنند، اما پیش از آن موفق به احضار یک دیو نوزاد می‌شوند. این دیو توسط نیروهای متفقین نجات یافته و "پسر جهنمی" نام می‌گیرد. شصت سال بعد، پسر جهنمی به جای شرارت، در خدمت خیر است و به عنوان مأمور در "اداره تحقیقات و دفاع پارانورمال"، در کنار "اِبی ساپین" - یک پری دریایی با قدرت‌های روانی، و "لیز شرمن" - زنی با توانایی آتش‌افروزی، از آمریکا در برابر نیروهای تاریک محافظت می‌کند.

Chasing Liberty

دختر رئیس‌جمهور که نمی‌تواند زندگی عادی یک دختر ۱۸ ساله را تجربه کند، در جریان سفر به اروپا از دست محافظان سرویس مخفی‌اش فرار می‌کند. او عاشق مردی جذاب و بریتانیایی می‌شود که اتفاقاً مأمور مخفی پدرش نیز هست.

Blade II

دنباله ی فیلم تیغ(استیون نارینگتن، 1998) که خود الهام گرفته از داستان مصوری به همین نام اثر مارو وولفمن و جین کولَن از مجموعه انتشارات مارول است. اسنایپس ستاره ی این فیلم ها(که دستی در تولیدشان هم دارد) با بهره جویی از مهارتش در ورزش های رزمی، تصویری کاملاً وفادار به «بلید» در داستان مصور اصلی ارائه می دهد. دنباله: بلید: قسمت سوم(دیوید گویر، 2004). ـ داستان: «بلید» (اسنایپس) موجودی نیم انسان/نیم خون آشام وشکارچی بی رحم خون آشامان است. کلیدهای موفقیت بلید، «سِرُم»ای است که به او اجازه می دهد در مقابل نیاز خودش به خونخواری مقاومت کند؛ واز طرف دیگر سلاح هایی مرگبار و مبتکرانه که هردوی این ها را استاد و مرشدش، «ویسلر» (کریستوفرسن) در اختیار او گذاشته است...

Hart's War

وقتی سرهنگ ویلیام مک‌نامارا در اردوگاه اسرای جنگی آلمان آزادی خود را از دست می‌دهد، مصمم می‌شود حتی از پشت خطوط دشمن به مبارزه ادامه دهد. مک‌نامارا با جلب کمک ستوان جوانی در نقشه‌ای هوشمندانه علیه اسیرکنندگانش، همه چیز را برای مأموریتی به خطر می‌اندازد تا مردانش را آزاد کرده و نتیجه جنگ را تغییر دهد.