هنگامیکه یک سلاح پیشرفته، جزیره پرندههای خشمگین و خوکها را در معرض خطر نابودی قرار میدهد، رد، چاک و بمب به ناچار باید با لئونارد و دار و دسته خوکها متحد شوند و...
«میگو» در مورد یک حقیقت متقاعد شده است. او فکر میکند که بشر فکری که در مورد یک افسانه به نام پا کوتاه دارند، همگی درست است و میخواهد آن را اثبات کند. او میخواهد به همراه دوستانش این موضوع را اثبات کند و در این راه وارد ماجراهای عجیبی میشود. یتی با گروه دیگری از یتیها در یک کوهستان زندگی میکنند و منطقه سکونتشان جایی است که توسط یک شخصی نگهداری میشود. آنها برای تغذیه به اینور و آنور میروند و سعی میکنند که راهی برای بازی پیدا کنند. پدر یتی توسط راههای مختلف، سعی میکند که تغذیه گروه را پیدا کند. او برای این منظور راه طولانی را طی میکند.