این فیلم نوآر در دنیای هنرهای معاصر و فاسد شهر نیویورک جریان دارد؛ جایی که "جان کاپلان"، دلال هنری، و "مایکل روبینو"، رئیس بیرحم مافیای نیویورک، برای پول، هنر، قدرت و عشق با یکدیگر درگیر میشوند.
این فیلم داستان واقعی “جان پل گتی سوم”، نوه میلیاردر نفتی را روایت میکند که در 16 سالگی ربوده شد و آدمربایان برای آزادی او 17 میلیون دلار باج درخواست کردند. در این فیلم ما شاهد تلاشهای سخت مادر مطلقه و مستاصل “جان” یعنی “گیل هریس” هستیم که تمام سعی خود را میکند که پدربزرگ میلیاردر جان یعنی “جی. پل گتی” را راضی کند تا مبلغی را که آدمربایان برای آزادی جان تعیین کردهاند پرداخت کند. زمانی که پل گتی از پرداخت این مبلغ طفره میرود، “گیل” مجبور میشود که دست به هر کاری بزند تا بتواند فرزند خود را آزاد کند و…
کارگردانی مشهور، خاطرات دوران کودکی خود را مرور میکند؛ زمانی که در سینمای دهکدهاش عاشق فیلم شد و دوستی عمیقی با مسئول دستگاه نمایش فیلم آنجا پیدا کرد.