پسر پوسیدون و دوستانش برای یافتن پشم زرین افسانه ای راهی دریای هیولاها می شوند و در عین حال سعی می کنند تا مانع از دست یافتن ارواح خبیث به پشم زرین شوند و …
بعد از بدنیا آمدن «رنزمه» دختر «بلا» و «ادوارد»، خانواده کالن تصمیم می گیرند دیگر خانواده های خون آشام را با خود متحد کنند تا بتوانند در مقابل خطری که از جانب ولتری آن ها را تهدید می کند، مقاومت کنند...
در قرن ۲۱ به سر می بریم، اما خدایان کوه المپ و دیوهای بسیار از صفحات کتاب اسطوره های یونان پا به دنیای ما می گذارند. پرسی جکسون دانش آموزی دبیرستانی است که با این خدایان اسطوره ایی مواجه می شود. آذرخش زئوس, خدای خدایان, دزدیده شده و پرسی مظنون اصلی است. از سوی دیگر مادر پرسی نیز ناپدید شده است. پرسی و دوستانش سفری ماجراجویانه را برای یافتن مادرش و پیدا کردن دزد اصلی آذرخش آغاز می کنند.آنها مادر پرسی را نجات می دهند و رازی قدرتمندتر از خدایان را فاش می سازند …
بلا سوان، ساکن شهر فورکس در ایالت واشینگتن، از رفتن ادوارد کالن، عشق خونآشامش، پریشان است و در دوستی با جیکوب بلک، گرگینهای، آرامش مییابد. اما ناگهان خود را درگیر نزاعی چندصدساله میبیند و میل او برای بودن در کنار ادوارد به هر قیمتی، او را به سمت ریسکهای بزرگتر و بزرگتر سوق میدهد.
دو خواهر ثروتمند که وارثان امپراتوری لوازم آرایشی خانوادگی خود هستند، ناگهان متوجه میشوند که با رسوایی و تحقیقات متعاقب آن، تمام دارایی خود را از دست دادهاند.
ماری فایور، بهترین برنامهریز مراسم عروسی در سانفرانسیسکو، پس از نجات یافتن از یک حادثه توسط مرد رؤیاهایش، دکتر استیو ادیسون، متوجه میشود که او نامزد آخرین مشتریاش است. در حالی که ماری به برنامهریزی عروسی آنها ادامه میدهد، او و استیو در موقعیتهای ناخوشایندی قرار میگیرند که مجبورشان میکند با کشش متقابلشان روبرو شوند.