مردی عاشق سینما، برای محافظت از خانوادهاش، قتلی را که دخترش ناخواسته مرتکب شده، پنهان میکند. او با الهام از فیلمهایی که دیده، سعی در گمراه کردن پلیس دارد. اما وقتی قربانی، پسر یک افسر پلیس باشد، آیا او میتواند از این مخمصه جان سالم به در ببرد؟
دو کودک فقیر که در محلهای فقیرنشین زندگی میکنند، آرزوی چشیدن طعم پیتزا را در سر میپرورانند، چرا که مغازهای پیتزا فروشی به تازگی در نزدیکی محل زندگی آنها افتتاح شده است. اما چه اتفاقی میافتد وقتی آنها موفق میشوند پولی برای خرید یک پیتزا پیدا کنند؟
کاپیتان جاگادیش، افسر اطلاعاتی ارتش هند، برای تعطیلات به بمبئی بازمیگردد اما خیلی زود خود را درگیر مأموریتی مرگبار مییابد. او پس از مشاهده انفجار یک اتوبوس، شبکهای از سلولهای خفته را کشف میکند که در تدارک حملات متعددی در سراسر شهر هستند. بدون هیچ پشتیبانی رسمی، او با همراهان وفادارش سفری شخصی را برای از بین بردن مغز متفکر این عملیات آغاز میکند تا سلولهای خفته بیرهبر و در سکوت باقی بمانند و منتظر دستوراتی باشند که هرگز نخواهند آمد. او که آماده فدا کردن جان خود است، راهی مأموریت نهاییاش میشود – اما آیا موفق میشود و به چه قیمتی؟
پس از فرار از خانه، جوانی از محلههای فقیرنشین با یک باند خلافکار همراه میشود و به تدریج در دنیای تبهکاران بالا میرود. او در کشمکش عشق، قدرت و خیانت، به یک گانگستر بیرحم تبدیل میگردد.
وکیلی meek که از فساد فزاینده در جامعه و رد شدن از سوی عشقش دیگر تحمل ندارد، به دلیل اختلال چندشخصیتی تشخیص داده میشود. در نتیجه این اختلال، شخصیتهای یک قاتلِ مبارزِ عدالتجو و یک فردِ شیکپوش در درون او شکل میگیرند.
موتو پاندی، پهلوان دهکده، تصمیم میگیرد با دانالاکشمی ازدواج کند و با حذف تمام کسانی که مخالف این وصلت هستند، از جمله هر دو برادر زن، کار خود را آغاز میکند. دانالاکشمی در ناامیدی تصمیم به فرار از دهکده میگیرد و در این مسیر، ناخواسته توسط ولو، بازیکن کبدی دانشگاه، یاری میشود.