دو خواهر نوجوان و ثروتمند، برای آموختن مسئولیتپذیری، مجبور میشوند از سوی پدر کلافهشان در کسبوکار خانوادگی کار کنند. وقتی سرمایههای شرکت ناپدید میشود، این دختران هستند که باید اوضاع را نجات دهند.
بروک، دانشجویی ساده اما خلاق و سختکوش در برترین مدرسه مد کشور است. او که از دوران سخت یتیمی و زندگی در خانههای مختلف به اینجا رسیده، همیشه رویای طراح لباس شدن را در سر داشته و حالا از رسیدن به آرزویش هیجانزده است. اما ناگهان با مرگ پدربزرگی که هرگز او را نشناخته بود، زندگیاش زیر و رو میشود. پدربزرگ نه تنها داراییاش را برای او به ارث گذاشته، بلکه او را مسئول اداره کسبوکار خانوادگیاش کرده است؛ کسبوکاری که در واقع متعلق به یکی از بزرگترین سندیکاهای تبهکار است که تلاش دارد خود را قانونی جلوه دهد. اگر اینها کافی نباشد، دانشجوی جذابی که بروک دل به او باخته، در واقع مأمور مخفی FBI است که قصد دارد با جمعآوری اطلاعات علیه خانوادهاش، امپراتوری آنها را سرنگون کند.
عده ای از انسانها که تواناییهای ویژه ای دارند به دور هم دیگر جمع میشوند و گروهی را برای مبارزه و جلوگیری از سوء استفاده از این تواناییها تشکیل میدهند، تا آنکه نقاشی به نام آیزاک مندز با استفاده از توانایی ویژه خود آینده را که نابودی دنیا باشد ترسیم میکند و این گروه نیز با عظم راسختری به فعالیتهای خودش ادامه میدهد تا جلوی این نابودی را بگیرد.