فیلم شناسی

2 مورد
Outlander

داستان کلر رندال، پرستار متاهل دوران جنگ در سال ۱۹۴۵ را روایت می‌کند که به طرز مرموزی به سال ۱۷۴۳ بازمی‌گردد. در این دنیای ناآشنا، زندگی او در معرض خطر قرار می‌گیرد. او مجبور می‌شود با جیمی، جنگجوی جوان، دلیر و رمانتیک اسکاتلندی ازدواج کند. این اجبار، جرقه‌ی عشقی سوزان را بین آن‌ها شعله‌ور می‌کند و دل کلر را بین دو مرد و دو زندگی کاملاً متفاوت و آشتی‌ناپذیر تقسیم می‌کند.

North & South

مارگارت هیل، دختر جنوبی که در کلیسایی روستایی زندگی می‌کرد، به تازگی به شهر صنعتی شمالی میلتون نقل مکان کرده است. در شوک این جابجایی، او جان تِرتون، صاحب کارخانه‌ی پنبه‌سازی کاریزماتیک را اشتباه قضاوت می‌کند. قدرت اراده و شور او با غرور و لجبازی مارگارت برابری می‌کند. وقتی کارگران میلتون دست به اعتصاب می‌زنند، مارگارت از آن‌ها حمایت می‌کند و این امر باعث درگیری بیشتر بین او و ترتون می‌شود. با وخیم‌تر شدن اوضاع، مارگارت - برخلاف انتظارش - کم‌کم به ترتون دل می‌بازد...