سال آخر دبیرستان در ایالت ایست گریت فالز است. آنی، کیلا، میشل و استفانی تصمیم میگیرند قدرت دخترانه خود را به کار گیرند و متحد شوند تا در آخرین سال حضورشان در دبیرستان به خواستههایشان برسند.
کال ویور زندگی رؤیایی آمریکایی خود را سپری میکند؛ شغلی خوب، خانهای زیبا، فرزندانی عالی و همسری دلربا به نام امیلی دارد. اما زندگی ظاهراً بینقص او از هم میپاشد وقتی میفهمد امیلی خیانت کرده و خواهان طلاق است. کال که بیش از ۴۰ سال دارد و ناگهان مجرد شده، در دنیای پرفراز و نشیب قرار ملاقاتها سرگردان است. در این میان، جیکوب پالمر، مردی خودساخته و حرفهای در روابط عاشقانه، وارد میشود و کال را زیر پر و بال خود میگیرد تا به او بیاموزد چگونه دل خانمها را به دست آورد.
برندا لی جانسون، معاون رئیس پلیس، از آتلانتا به لسآنجلس منتقل میشود تا یک واحد ویژه از اداره پلیس لسآنجلس (LAPD) را که به پروندههای قتل حساس و جنجالی رسیدگی میکند، هدایت کند. شخصیت عجیب و غریب و رویکرد سختگیرانه جانسون اغلب باعث رنجش همکارانش میشود، اما شهرت او بهعنوان یکی از بهترین بازجویان جهان در نهایت حتی سرسختترین منتقدانش را هم همراه میکند.
این سریال بیشتر بر مشکلات خانواده ها در عصر جدید می پردازد ، زندگی با نژادهای مختلف ، سن های مختلف، اعتقادات مختلف و جنس های مختلف. در خانواده مدرن تضاد ها بیشتر از هر روز نمایان می شود و فاصله بین نسل ها بیشتر و بیشتر. همین تضاد هاست که ما را به خنده وا می دارد. در خانواده مدرن هر کس سعی می کند تا خود را با شرایط خانواده تطبیق دهد ولی هر چه بیشتر تلاش می کند شرایط کمیک تری خلق می شود…
پیش از آنکه وبلاگهای تربیتی، جام برای حضور در مسابقات و آلرژی به بادام زمینی وجود داشته باشد، زمانی سادهتر به نام دهه هشتاد وجود داشت. برای آدامِ یازده سالهِ علاقهمند به گیکها، این سالهای شگفتانگیز او بود و او با دوربین فیلمبرداریاش برای ثبت تمام اتفاقات دیوانهوار، با آنها روبرو شد. خانواده گلدبرگ، خانوادهای دوستداشتنی مانند هر خانواده دیگری است، فقط با فریادهای بسیار بیشتر.